فهرست مطالب
- این نامه چیست و چه کسی آن را برای چه کسی فرستاد؟
- رمزهای دوران ناپلئون چگونه کار میکردند؟
- رمز این نامه چگونه کار میکرد و چرا ۲۱۷ سال خوانده نشد؟
- GPT-6 Astra دقیقاً چه کرد؟
- نامه رمزگشاییشده چه میگوید؟
- از کجا بدانیم ترجمه درست است؟
- این نامه چه چیز تازهای به تاریخ اضافه میکند؟
- گزارشها کجا با هم فرق دارند؟
- این ماجرا درباره آینده هوش مصنوعی در پژوهش چه میگوید؟
- این خبر برای یادگیرندگان هوش مصنوعی چه درسی دارد؟
- جمعبندی
چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۸ مهر ۱۴۰۵)، کارتر چرچ (Carter Church)، مهندس هوش مصنوعی در شرکت امنیت سایبری SentinelOne، در رشتهپستی در X اعلام کرد که با مدل GPT-6 Astra از OpenAI نامهای رمزی را خوانده که ۲۱۷ سال کسی نتوانسته بود آن را بخواند: نامهای که در سال ۱۸۰۹ به دستور ناپلئون بناپارت از ستاد اوژن دو بوآرنه، پسرخوانده ناپلئون و نایبالسلطنه ایتالیا، برای ژنرال اوگوست دو مارمون فرستاده شد. به گفته چرچ، ورودی کار فقط یک تصویر کمکیفیت از نامه و یک هدف بود و Astra در حدود شش ساعت کل مسیر را، از خواندن نمادهای دستنویس تا شکستن رمز، طی کرد.
به نوشته چرچ، او نه رمزنگار است و نه پیش از این رمزی شکسته بود؛ اما خودش تأکید میکند که چشمگیرترین بخش ماجرا خودِ رمزگشایی نیست، بلکه این است که یک مدل هوش مصنوعی یک گردشکار کامل چندوجهی را از یک تصویر تا پاسخ نهایی، یکتنه انجام داد. ساتوشی توموکیو، گردآورنده پایگاه Cryptiana که فهرست رمزهای تاریخیِ حلنشده را نگه میدارد، راهحل را بررسی کرد و این نامه را «حلشده» علامت زد. در این مقاله درباره رمزگشایی نامه ناپلئون، با تکیه بر یادداشت فنی خود چرچ، صفحه Cryptiana و گزارشهای Live Science، Euronews و Tom's Hardware، مرور میکنیم این نامه چه بود، رمزهای دوران ناپلئون چگونه کار میکردند، Astra دقیقاً چه کرد، از کجا میدانیم ترجمه درست است و این اتفاق برای آینده پژوهش با هوش مصنوعی چه معنایی دارد.
مورد | آنچه تأیید شده است |
|---|---|
سند | نامه رمزی از ستاد اوژن دو بوآرنه به ژنرال مارمون، به دستور ناپلئون؛ به تاریخ اواخر مارس ۱۸۰۹ (تاریخگذاری جدید چرچ) |
رمزگشا | کارتر چرچ، مهندس هوش مصنوعی در SentinelOne، با مدل GPT-6 Astra از OpenAI |
ورودی | یک تصویر اسکنشده با ابعاد ۱۲۰۲ در ۱۸۳۶ پیکسل از نشریهای نظامی در فرانسه (۱۹۶۹) و یک هدف |
زمان | حدود ۶ ساعت زمان اجرای مدل (بهعلاوه «چند شب» از وقت خود چرچ) |
نوع رمز | جانشینی چندنمادی (homophonic)؛ ۱۳۰۰ واحد رمزی و ۱۵۵ نماد متمایز در ۲۴ سطر |
کلید کمکی | جدول ناقص دانیل تان (Daniel Tant) با ۳۳ مقدار حرفی که حدود یکسوم متن را پوشش میداد |
تأیید | ساتوشی توموکیو، گردآورنده Cryptiana، نامه را «حلشده» علامت زد و در مدخل آن نوشت که تاریخ باید به ۱۸۰۹ اصلاح شود |
محتوا | موقعیت و شمار سپاهیان فرانسه و متحدانش، موقعیت نیروهای اتریش و دستور به مارمون برای نترسیدن از «چند نیرو یا مشتی اراذل» |
این نامه چیست و چه کسی آن را برای چه کسی فرستاد؟
طبق شرحی که چرچ در یادداشت فنی «Breaking the Marmont Cipher, 1809» آورده، در فوریه ۱۸۰۹ دربار وین تصمیم به جنگ با فرانسه گرفته بود؛ آن هم در زمانی که بخش بزرگی از بهترین نیروهای ناپلئون در اسپانیا درگیر بودند. در این میان، ناپلئون یک نگرانی مشخص داشت: مارمون. این ژنرال که دوست شخصی امپراتور بود، حدود ۱۳ هزار سرباز (به شمارش خود ناپلئون) را در دالماسی، آن سوی دریای آدریاتیک، در اختیار داشت و خاک اتریش میان او و دیگر ارتشهای فرانسه فاصله انداخته بود. اگر جنگ درمیگرفت، مارمون منزویترین فرمانده امپراتوری میشد.
ناپلئون در ۱۶ مارس ۱۸۰۹ از پاریس به اوژن نوشت که برای مارمون نامهای بفرستد و موقعیت همه ارتشهای فرانسه و متحدانش را برایش شرح دهد؛ و تأکید کرد این کار «در نامهای رمزی و به دست افسری باهوش» انجام شود. به گزارش Euronews، سندی که اکنون خوانده شده نامهای به قلم خود ناپلئون نیست، بلکه گزارشی رمزی درباره وضعیت نیروهاست که از ستاد اوژن و به فرمان ناپلئون برای مارمون فرستاده شده است. Tom's Hardware هم یادآوری میکند که نامه امضای فرد مشخصی را ندارد.
تنها سطر اول نامه به فرانسه ساده نوشته شده است: «Vous avez dû recevoir, Monsieur le Général Marmont, mes lettres des 8, 14 et 20 courant»؛ یعنی «جناب ژنرال مارمون، لابد نامههای ۸، ۱۴ و ۲۰ همین ماهِ مرا دریافت کردهاید». پس از آن ۲۴ سطر عدد دورقمی، حروف پراکنده و نمادهای ابداعی میآید. کلید این رمز باقی نمانده بود و تنها تصویر شناختهشده از نامه، صفحهای است که سرهنگ دوم ژ. ویلکوک (J. Vilcoq) در سال ۱۹۶۹ در مقالهای با عنوان «Le Chiffre sous le Premier Empire» (رمز در دوران امپراتوری اول) در نشریه Revue historique des Armées منتشر کرد. همین منبع تاریخ نادرستی روی نامه گذاشته بود و فهرست رمزهای حلنشده Cryptiana هم سالها آن را با عنوان «نامه رمزی به مارشال مارمون (۱۸۰۷)» ثبت کرده بود.

رمزهای دوران ناپلئون چگونه کار میکردند؟
رمزهای دیپلماتیک و نظامی فرانسه در قرنهای هفدهم تا نوزدهم معمولاً از نوع «نومنکلاتور» (nomenclator) بودند: جدولی که هم برای حروف، هم برای هجاها و هم برای واژهها و نامهای حساس، عدد یا نماد جداگانه تعریف میکرد. مشهورترین نمونه، «رمز بزرگ» (Grand Chiffre) است که خاندان روسینیول، رمزنگاران چند نسل از پادشاهان فرانسه، ساختند و در دوران لویی چهاردهم به کار میرفت. به نوشته ویکیپدیا، پایه این رمز مجموعهای از ۵۸۷ عدد بود که هر کدام یک هجای فرانسوی را نشان میداد؛ برخی عددها «تهی» بودند و فقط برای گمراه کردن تحلیلگر در متن میآمدند؛ و فرمانده اتین بازری (Étienne Bazeries) حدود سال ۱۸۹۳ و پس از سه سال کار توانست آن را بشکند.
ارتشهای ناپلئون هم از همین خانواده رمز استفاده میکردند و این رمزها همیشه از دست دشمن در امان نبودند. جورج اسکاوِل (George Scovell)، افسر ستاد ولینگتون در جنگهای شبهجزیره، در بهار ۱۸۱۱ کد ۱۵۰ عددی «ارتش پرتغال» را ظرف دو روز شکست؛ کدی که به نوشته چرچ و Cryptiana، ستاد خود مارمون به کار میبرد و برای حرف E نُه عدد مختلف داشت. به گفته چرچ، بخشی از موفقیت اسکاوِل به این دلیل بود که منشیهای مارمون واژههای ساده را لابهلای متن رمزی جا میگذاشتند. فرانسویها در پایان همان سال «رمز بزرگ پاریس» را با ۱۴۰۰ عدد به کار گرفتند و اسکاوِل تا دسامبر ۱۸۱۲ توانست بخش کافی از نامهای رمزی از ژوزف بناپارت به ناپلئون را بخواند. نامه ۱۸۰۹ به مارمون، همانطور که در ادامه میبینیم، سامانهای کوچکتر از این دارد: بیشتر نمادهایش برای حروف است و فقط ۲۷ نماد برای واژههای کامل.

رمز این نامه چگونه کار میکرد و چرا ۲۱۷ سال خوانده نشد؟
به نوشته Live Science و یادداشت چرچ، نامه شامل ۱۳۰۰ واحد رمزی و ۱۵۵ نماد متمایز است و از نوع «جانشینی چندنمادی» (homophonic substitution) است. در رمز جانشینی ساده، هر حرف همیشه با یک نماد ثابت جایگزین میشود و با شمردن فراوانی نمادها میتوان حدس زد کدام نماد مثلاً حرف E است. رمز چندنمادی برای خنثی کردن همین ترفند ساخته شده است: حروف پرتکرار چند نماد جایگزین دارند تا توزیع فراوانی صاف شود. در کلیدی که چرچ بازسازی کرده، مثلاً حرف E و حرف T هر کدام ۹ نماد و حرف A یازده نماد دارد؛ علاوه بر آن، برخی نمادها نماینده کل یک واژهاند (مثل de، que، les، vous و général) و چند نماد هم «تهی» هستند و صرفاً برای گمراه کردن در متن نشستهاند.
چرچ توضیح میدهد که ستادهای فرانسوی با یک جفت جدول کار میکردند: «tableau chiffrant» که متن ساده را به نماد تبدیل میکرد و جدول معکوس آن، «tableau déchiffrant»، برای افسر گیرنده. منشی ستاد پیشنویس نایبالسلطنه را حرف به حرف رمز میکرد و برای هر حرف یکی از چند نماد ممکن را برمیگزید. گاهبهگاه هم یک نماد تهی در متن میانداخت تا الگوها به هم بریزد. به تعبیر چرچ، نویسنده نامه ۱۸۰۹ از منشیهای مارمون در ۱۸۱۱ «محتاطتر» بوده است.
چرا این نامه تا امروز خوانده نشده بود؟ پاسخ کوتاه این است که نه کلیدش در دست بود و نه حتی رونویسی از متن رمزیاش. چرچ مینویسد آخرین یادداشت ثبتشده حلکنندگان درباره این رمز، یعنی یادداشتهای دانیل بوردو (Daniel Bourdeau) که پیشتر سراغ این نامه رفته و نیمهکاره رهایش کرده بود، صراحتاً میگفت: «چیزی برای کار کردن وجود ندارد؛ متن رمزی در هیچ جایی که به آن دسترسی داشته باشم منتشر نشده است.» صفحه Cryptiana فقط سطر اول را نقل میکرد و بقیه متن تنها در همان صفحه تصویری نشریه ۱۹۶۹ وجود داشت. Euronews هم مینویسد چند پژوهشگر در طول دههها برای بازسازی محتوای نامه تلاش کرده بودند، اما هیچکدام رمزگشایی کاملی منتشر نکرده بود. خود چرچ هم در گفتوگو با Live Science گفته این رمز بهخودیخود خیلی دشوار نیست و «رمزنگاران اگر وقت و انرژیاش را داشتند، بهراحتی میتوانستند آن را بشکنند»؛ اما این کار به تخصصهای مختلف و زمان و تلاش زیادی نیاز داشت.
GPT-6 Astra دقیقاً چه کرد؟
چرچ تأکید میکند که هیچ رونویسی آمادهای وجود نداشت و همهچیز از یک تصویر شروع شد. به نوشته او، Astra صفحه ۱۲۰۲ در ۱۸۳۶ پیکسلی (یعنی حدود ۱۹ پیکسل برای هر نماد) را به سطرها برش داد، نمادها را خواند، تصمیم گرفت کدامیک از ۱۷۵ علامت دستنویس در واقع یک نمادند که دو جور نوشته شدهاند، و فقط پس از آن شکستن رمز را آغاز کرد. چرچ مینویسد رونویسی و تحلیل رمز معمولاً دو مهارت جدا و اغلب دو حرفه جدا هستند، اما اینجا در یک گردشکار واحد اجرا شدند. مراحل کار، طبق یادداشت او، چنین بود:
رونویسی: صفحه به برشهای سطری تقسیم و سطر به سطر خوانده شد؛ هر علامت متفاوت یک برچسب موقت گرفت و نتیجه به ۱۳۲۰ واحد و ۱۷۵ برچسب موقت رسید که بعداً به ۱۳۰۰ واحد و ۱۵۵ نماد تثبیت شد.
یافتن کلید ناقص: به گفته چرچ به Live Science، Astra در جریان جستوجوی وب خودش به جدولی رسید که دانیل تان، مورخ فرانسوی رمزنگاری، با عنوان «Code entre Eugène de Beauharnais et le Général Grammont, 1809» منتشر کرده بود و پیش از این به این نامه ربط داده نشده بود. چرچ حدس میزند «Grammont» احتمالاً اشتباهی بهجای «Marmont» باشد. این جدول ۳۳ مقدار حرفی داشت که ۴۳۵ واحد از ۱۳۰۰ واحد، یعنی حدود ۳۳ درصد متن، را میخواند.
جستوجوی آماری: برای بقیه نمادها، یک حلکننده مبتنی بر «تبرید شبیهسازیشده» (simulated annealing) به نمادها حرف نسبت داد و هر متن کاندید را با آمار ترکیبهای سه، چهار و پنجحرفی زبان فرانسه، برگرفته از آثار ویکتور هوگو، الکساندر دوما و خاطرات خود مارمون، امتیازدهی کرد. Tom's Hardware هم به نقل از چرچ مینویسد Astra بقیه رمز را «با حلکننده تبرید شبیهسازیشده خودش» شکست.
یافتن نمادهای واژهای: نمادهایی که در غیر این صورت جملههای فرانسوی خوب را خراب میکردند، بهعنوان واژه کامل آزموده شدند.
بازبینی روی تصویر: هر مقدار پیشنهادی برای یک نماد با همه دفعاتی که آن نماد روی تصویر آمده بود سنجیده شد و فقط وقتی پذیرفته شد که در همه موارد متن را بهتر کند.
آزمون سختگیرانه: حلکننده یک بار دیگر از صفر اجرا شد، این بار با حذف خاطرات مارمون و همه متون مربوط به دوره ناپلئون از مدل زبانیاش؛ و همان خوانش به دست آمد. یعنی کلید به این وابسته نیست که مدل، تاریخِ همان دوره را از قبل «دیده» باشد.
جدول زیر ارقام کلیدی این کار را، طبق یادداشت چرچ، خلاصه میکند:
شاخص | مقدار |
|---|---|
واحدهای رمزی | ۱۳۰۰ |
نمادهای متمایز در کلید نهایی | ۱۵۵ (۱۱۵ نماد حرفی، ۲۷ نماد واژهای، ۸ نماد دیگر و ۵ نماد حلنشده) |
مقادیر منتشرشده پیشین (جدول تان) | ۳۳ مقدار حرفی؛ ۴۳۵ واحد (۳۳٪) |
واحدهایی که از دل خود نامه کشف شد | ۸۶۵ واحد (۶۷٪) |
زمان اجرای مدل | حدود ۶ ساعت |
این همان الگوی کاری است که امروز از عاملهای هوش مصنوعی انتظار میرود: Astra فقط «جواب» نداد؛ به گزارش Euronews، کار را سر تا ته خودش پیش برد، از رونویسی تصویر و تحلیل رمز چندنمادی تا نوشتن کد و تطبیق با اسناد تاریخی.

نامه رمزگشاییشده چه میگوید؟
متن نامه، طبق ترجمهای که چرچ منتشر کرده، ابتدا به نامههای قبلی اشاره میکند و سپس موقعیت ارتشهای فرانسه و متحدانش را برمیشمارد: دوک دانتزیگ با ۴۰ هزار باواریایی در مونیخ و پاساو؛ شاهزاده پونیاتوفسکی با ۳۰ هزار لهستانی در کنار رود ویستولا و در حال تهدید کراکوف؛ شاهزاده پونتهکوروو در رأس ارتش ساکسون مقابل درسدن؛ دوک آوئرشتت با ۸۰ هزار فرانسوی در بایرویت؛ دوک ریوولی با ۶۰ هزار نفر در اولم و دوناوورت؛ و اودینو با سپاه نخبه ۴۰ هزار نفری در آگسبورگ و کنار رود لش. به توضیح چرچ، این عنوانها همان مارشالهای ناپلئوناند: لوفور، برنادوت، داوو و ماسنا.
بخشی از متن که Euronews هم نقل کرده چنین است: «روسها به سوی اتریش در حرکتاند و ارتش فریولی امروز هشتاد هزار نفر است. سپاه دالماسی را هم به آن بیفزایید، بدون احتساب ذخیرههایی که در همه جای پشت جبهه سازمان مییابند، و میبینید که اتریش همزمان از همه سو مورد حمله قرار خواهد گرفت. در نتیجه، با گامهای بلند به سوی نابودی میرود. وقتی فرمان حرکت را دریافت کردید، نباید اجازه دهید چند نیرو یا مشتی اراذل شما را بترسانند.»
بخش پایانی نامه هم موقعیت اتریشیها را گزارش میکند: آنها هنوز در لایباخ، کلاگنفورت، ویلاخ و سالزبورگاند و به نظر میرسد از راه لینتس تیرول را تهدید میکنند، هرچند گویا به فرستادن نیرو به گالیسیا برای مقابله با روسها هم فکر میکنند؛ و نویسنده درباره میلیشیای تازهتأسیس اتریش تردید دارد که کمک چندانی به ارتش آن کشور بکند. چرچ با تکیه بر شمار نیروها، عنوان افسران و موقعیت واحدها، تاریخ نامه را به اواخر مارس ۱۸۰۹ رساند؛ یعنی پس از نامه ۲۰ مارس اوژن و پیش از آنکه اتریش در ۱۰ آوریل از رود این عبور کند. به تعبیر Euronews، حدود دو هفته پیش از آغاز حمله اتریش.

از کجا بدانیم ترجمه درست است؟
هر کسی که با مدلهای زبانی کار کرده، دیده است که مدل گاهی با اطمینان کامل ادعایی نادرست مطرح میکند. چرچ هم به Live Science گفت: «اولش باور نکردم.» اما به گفته او، تفاوت این مورد در این است که راهحل «بهصورت مکانیکی قابل آزمون» است: «عملاً هیچ احتمالی وجود ندارد که یک کلید نادرست، خروجی منسجم و از نظر تاریخی سازگار تولید کند.» چند لایه شاهد این ادعا را پشتیبانی میکند:
بسته راهحل قابل بازتولید: چرچ فایل کلید (۱۵۵ نماد)، رونویسی ۲۴ سطری، اسکریپتهای verify.py و reproduce.py و تصویر اصلی را در یک بسته قابل دانلود منتشر کرده است تا هر کسی بتواند کلید را روی متن رمزی اعمال کند و خروجی را دوباره بسازد.
تأیید مستقل: ساتوشی توموکیو، مهندس ثبت اختراع و رمزنگار ساکن توکیو که Cryptiana را اداره میکند، راهحل را بررسی کرد و نامه را در فهرست خود «حلشده» علامت زد. صفحه Cryptiana اکنون مینویسد چرچ در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ راهحلش را با GPT-6 Astra اطلاع داده و یادآوری کرده که تاریخ باید به ۱۸۰۹ اصلاح شود.
تطبیق با سند مستقل: دستور ۱۶ مارس ناپلئون به اوژن در مجموعه مکاتبات ناپلئون (جلد ۱۸، چاپ ۱۸۶۵) منتشر شده است. به نوشته چرچ، نامه رمزی همان هفت نیرو را با همان ترتیب و همان ارقام فهرست میکند.
مایکل رو (Michael Rowe)، پژوهشگر تاریخ اروپا در کینگز کالج لندن، همین نکته را دلیل اعتماد به ترجمه میداند. او به Live Science گفت: «این کمی شبیه نوعی سنگ روزتاست. اگر هوش مصنوعی را روی نامهای آزموده باشید که تقریباً میدانید محتوایش چه بوده، چون در نامه دیگری به آن اشاره شده، و هوش مصنوعی کارش را بکند و اساساً همان چیزی را بازتولید کند که انتظارش را دارید، آنوقت اگر همان ابزار و روش را روی چیزی به کار ببرید که محتوایش را نمیدانید، احتمال بیشتری دارد که به نتیجه اعتماد کنید.»
چرچ در عین حال درباره نقاط ضعف کارش شفاف است. او مینویسد این «یک خوانش از یک نامه بر اساس یک تصویر کمکیفیت» است و برخی نمادها بر شواهد اندکی تکیه دارند، عمدتاً چون فقط یک بار در متن آمدهاند. پنج نماد همچنان حلنشدهاند و به چند خوانش ممکن اشاره دارند؛ مثلاً «اعلیحضرت» یا «امپراتور»، «ارتشِ فریولی» یا «ارتش در فریولی»، و مفرد یا جمع بودن واژه «canaille». به گفته او، هیچکدام از این پنج مورد معنای نامه را تغییر نمیدهد.

این نامه چه چیز تازهای به تاریخ اضافه میکند؟
مایکل رو صریح است: نسخه رمزی بخش بزرگی از دستور اصلی ناپلئون را تکرار میکند و «به یک معنا چیز تازهای به ما نمیگوید؛ اینطور نیست که اطلاعات بزرگ تازهای را فاش کند.» با این حال، چند جزئیات ارزشمند در آن هست:
واژههای گمشده: در متن چاپی دستور ناپلئون، جمله مربوط به مارمون با «یک مشت ...» و یک ردیف نقطه نیمهکاره رها شده است. به نوشته Tom's Hardware و چرچ، نامه رمزی همین جمله را از سمت گیرنده و بدون افتادگی دارد: «چند نیرو یا مشتی اراذل». چرچ هشدار میدهد که نامه رمزی بازگویی دستور است و نمیتوان آن را اثبات واژه دقیق ناپلئون دانست؛ اما به گفته او، نخستین شاهد مستقیم از چیزی است که پشت آن نقطهها پنهان بوده است.
موقعیت اتریشیها: دستور ناپلئون چیزی درباره موقعیت نیروهای اتریش نمیگوید، اما نامه رمزی آنها را آورده و به نوشته چرچ، این موقعیتها با جایی که سپاهیان اتریش واقعاً بودند همخوانی دارد.
اغراق در شمار نیروهای خودی: زک وایت (Zack White)، پژوهشگر تاریخ در دانشگاه پورتسموث و مجری پادکست جنگهای ناپلئونی، به Live Science گفت ترجمه پرسشهای جالبی درباره ذهنیت ناپلئون در آستانه جنگ ۱۸۰۹ پیش میکشد؛ از جمله اینکه ناپلئون در آن زمان ۶۰ هزار نیروی کمتر از رقم ادعاشده در نامه در اختیار داشت. چرچ هم مینویسد پونیاتوفسکی در واقع حدود ۱۷ هزار نیرو داشت، نه ۳۰ هزار.
روایت تبلیغاتی: چرچ جمله «روسها به سوی اتریش در حرکتاند» را بیشتر یک سیاست میداند تا یک واقعیت؛ چون ناپلئون در ۲۱ مارس به اوژن دستور داده بود این ایده را «از هر راهی، با مقالههای روزنامه یا به شکلی دیگر» جا بیندازد.
چرچ در یادداشتش پیشبینیهای نامه را با رویدادهای بعدی هم مقایسه کرده است. اتریش در ۱۰ آوریل ۱۸۰۹ بدون اعلان جنگ از رود این گذشت و نیروهایش، از جمله سپاههایی که از ویلاخ و لایباخ و سالزبورگ حرکت کردند، تقریباً همانجاهایی بودند که نامه گفته بود. اما خوشبینی نامه درباره متحدان درست درنیامد: شش روز پس از آغاز جنگ، آرشیدوک یوهان در ساچیله اوژن را شکست داد. مارمون هم که اواخر آوریل از ارتفاعات زرمانیا عقب رانده شده بود، در اواسط مه دوباره حمله کرد، ۳ ژوئن وارد لایباخ شد و به روز دوم نبرد واگرام در ۶ ژوئیه رسید. به نوشته چرچ، ناپلئون پس از این نبرد او را مارشال کرد و پس از صلح شونبرون، مارمون فرماندار ایالات ایلیری شد؛ با پایتختی به نام لایباخ، یعنی همان نخستین شهری که نامه در فهرست مواضع دشمن آورده بود.
وایت تأکید میکند که اکنون مهم است مورخان کار هوش مصنوعی را در تصویر بزرگتر تاریخ آن دوره قرار دهند و اضافه میکند جالب است ببینیم آیا کلیدی که از این کار به دست آمده، روی مکاتبات دیگر هم کار میکند یا نه. چرچ هم مینویسد اکنون یک کلید ۱۵۵ نمادی برای رمزی در دست است که پیش از این فقط ۳۳ مقدار منتشرشده داشت؛ اگر نامه دیگری با همین سامانه پیدا شود، کار از صفر شروع نمیشود.
گزارشها کجا با هم فرق دارند؟
منابع در کلیات همنظرند، اما در چند جزئیات تفاوت دارند که بهتر است بدانید:
۱۵۵ یا ۱۷۵ نماد؟ Live Science و یادداشت چرچ از ۱۵۵ نماد متمایز میگویند. عدد ۱۷۵ در گزارش Euronews از جملهای از چرچ آمده و به برچسبهای موقت مرحله رونویسی اشاره دارد که پس از ادغام علامتهای همارز، به ۱۵۵ نماد رسید.
۱۸۰۷ یا ۱۸۰۹؟ Cryptiana نامه را بر اساس منبع ۱۹۶۹ با تاریخ ۱۸۰۷ ثبت کرده بود؛ چرچ تاریخ را به اواخر مارس ۱۸۰۹ رساند. چرچ مینویسد Cryptiana تاریخ را اصلاح کرده است، اما در زمان نگارش این مقاله، عنوان مدخل در Cryptiana هنوز «(1807)» است و فقط متن زیر آن یادآوری میکند که تاریخ باید ۱۸۰۹ باشد.
زمان انتشار: یادداشت فنی چرچ تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ دارد (Euronews هم همین تاریخ را برای انتشار سوابق کامل پژوهش آورده)، بسته راهحل نسخه ۱۹ سپتامبر است، Cryptiana اطلاعرسانی را ۲۰ سپتامبر ثبت کرده و رشتهپست X که خبر را فراگیر کرد، ۳۰ سپتامبر منتشر شد.
ژنرال یا مارشال؟ Live Science مارمون را «مارشال» مینامد و Euronews «ژنرال». در مارس ۱۸۰۹ او ژنرال لشکر بود و مارشالی را چند ماه بعد، پس از واگرام، گرفت.
یک پرامپت یا یک هدف؟ Live Science از «یک پرامپت و یک تصویر» میگوید و Tom's Hardware مدل را «ChatGPT-6 Astra» مینامد؛ خود چرچ از «یک تصویر و یک هدف» و نام GPT-6 Astra استفاده میکند و متن کامل پرامپت را منتشر نکرده است.
«خاطرات» ناپلئون؟ Tom's Hardware از «خاطرات ۱۸۶۵ ناپلئون» نام میبرد، اما منبعی که چرچ به آن ارجاع میدهد، جلد ۱۸ مجموعه مکاتبات ناپلئون اول است که در سال ۱۸۶۵ چاپ شد.

این ماجرا درباره آینده هوش مصنوعی در پژوهش چه میگوید؟
این نخستین نمونه از این دست نیست و خود چرچ هم آن را نتیجه یک موج میداند. او مینویسد الهام کارش پستی از کارتر لفن (Carter Leffen) بود که یک پیام انیگمای ارتش آلمان از سال ۱۹۴۱ را، که دههها حلنشده مانده بود، با Astra و حدود ده ساعت کار مدل خوانده بود. به گفته چرچ، دانیل بوردو، که پیشتر از او یاد کردیم، هم ظاهراً با کمک مدلهای پایه (foundation models)، در چند هفته بیش از سی رمز از این فهرستها را کامل یا ناقص خوانده است؛ و توموکیو اعلام کرده راهحلها را سریعتر از آنچه بتواند ثبت کند دریافت میکند.
چرچ از این روند یک نتیجه کلی میگیرد: «هر حوزهای فهرستی از مسائل حلنشده و تخصصی دارد که متخصصان فرصت پرداختن به آنها را ندارند. نکته این است که کسانی که این فهرستها را کوتاه میکنند، بیش از پیش آدمهایی بیرون از آن حوزه خواهند بود که صرفاً کنجکاو بودند.» او در عین حال بر نقش انسان پافشاری میکند: «راستیآزمایی راهحلها در واقع سختترین بخش است، بسیار دشوارتر از تولید راهحلهای ممکن. پاسخگویی را نمیشود خودکار کرد.» و اعتبار اصلی را به کسانی میدهد که این رمزها را پیدا میکنند، از حلنشده بودنشان مطمئن میشوند و زمینه تاریخیشان را مستند میکنند.
مورخان هم کاربردهای گستردهتری میبینند. مایکل رو به Live Science گفت رمز در آن دوران اغلب برای مکاتبات خصوصی هم به کار میرفت. Live Science اضافه میکند که همین روش میتواند به مورخان دوران باستان در مطالعه اسنادی با زبانها و خطهایی که هنوز کامل فهمیده نشدهاند، یا دستخطهای ناخوانا، کمک کند. به گفته رو: «در همه دورههای زمانی، این [هوش مصنوعی] دارد درها را باز میکند.» زک وایت هم این را «استفادهای واقعاً جالب» و «دلگرمکننده» از هوش مصنوعی برای ارائه راهحلی معتبر برای یک معمای تاریخی خواند.
این خبر برای یادگیرندگان هوش مصنوعی چه درسی دارد؟
اگر از زاویه یک یادگیرنده یا متخصص فارسیزبان نگاه کنیم، شاید مهمترین درس این ماجرا خودِ رمزگشایی نباشد، بلکه شیوه کار باشد:
مسئله قابل راستیآزمایی انتخاب کنید. چرچ نامهای را برگزید که پاسخش را میشد مکانیکی روی متن رمزی آزمود و با یک سند مستقل مقایسه کرد؛ برای همین ادعای «مدل حلش کرد» فقط یک ادعا باقی نماند.
گردشکار چندوجهی را جدی بگیرید. این کار ترکیبی از بینایی ماشین (خواندن نمادهای دستنویس)، جستوجوی وب، کدنویسی و آمار بود. چنین تواناییهایی در مدلهای امروزی مثل GPT-6 Astra و رقبایش در کنار هم قرار گرفتهاند؛ برای انتخاب مدل مناسب، مقایسه Gemini 4 Argon، Claude Opus 5.5 و GPT-6.1 Sol را هم ببینید.
شواهد را منتشر کنید و داوری انسانی را نگه دارید. بسته قابل بازتولید چرچ، تأیید توموکیو و نقد مورخانی مثل رو و وایت، با هم این نتیجه را معتبر کردند؛ مدل فقط یکی از حلقههای زنجیره بود.
برای آشنایی بیشتر با خانواده مدلهای جدید OpenAI، مرور رونماییهای OpenAI در DevDay 2026 هم مفید است.
جمعبندی
نامهای که در مارس ۱۸۰۹ به فرمان ناپلئون از ستاد اوژن دو بوآرنه برای ژنرال مارمون فرستاده شد و ۲۱۷ سال ناخوانده ماند، اکنون با کمک GPT-6 Astra خوانده شده است. از یک تصویر کمکیفیت در نشریهای از سال ۱۹۶۹، Astra در حدود شش ساعت متن را رونویسی کرد، جدول ناقص دانیل تان را پیدا کرد و با حلکننده آماری بقیه رمز چندنمادی را شکست. همخوانی متن با دستور ۱۶ مارس ناپلئون، بسته راهحل قابل بازتولید و تأیید ساتوشی توموکیو در Cryptiana پشتوانه این نتیجهاند؛ هرچند خود چرچ پنج نماد را هنوز حلنشده میداند.
از نظر تاریخی، به گفته مورخان، نامه چیز بزرگ تازهای فاش نمیکند، اما واژههای گمشده یک دستور مشهور را تکمیل میکند و نگاهی به شیوه گفتوگوی ستاد ناپلئون با یک فرمانده منزوی میدهد. از نظر فناوری، این ماجرا نمونه روشنی است از اینکه مدلهای چندوجهی میتوانند مسائل حلنشده و فراموششده را از پشت پیشخوان متخصصان بیرون بکشند؛ به شرط آنکه انسان، راستیآزمایی را جدی بگیرد. برای دنبال کردن خبرهای مشابه، اخبار روز هوش مصنوعی و مهمترین اخبار هوش مصنوعی هفته را در آکادمی هوش مصنوعی ایران دنبال کنید.
سوالات متداول
نامه رمزی ناپلئون که GPT-6 Astra رمزگشایی کرد چه بود؟
نامهای که اواخر مارس ۱۸۰۹ از ستاد اوژن دو بوآرنه، پسرخوانده ناپلئون و نایبالسلطنه ایتالیا، به دستور ناپلئون برای ژنرال مارمون در دالماسی فرستاده شد. این نامه به قلم خود ناپلئون نیست و امضای مشخصی ندارد؛ گزارشی رمزی است از موقعیت و شمار ارتشهای فرانسه و متحدانش و موقعیت نیروهای اتریش، حدود دو هفته پیش از حمله اتریش.
GPT-6 Astra دقیقاً چطور این رمز را شکست؟
به گفته کارتر چرچ، ورودی فقط یک تصویر ۱۲۰۲ در ۱۸۳۶ پیکسلی و یک هدف بود. Astra تصویر را سطر به سطر رونویسی کرد، در جستوجوی وب جدول ناقص دانیل تان را پیدا کرد که حدود یکسوم متن را میخواند و بقیه نمادها را با یک حلکننده «تبرید شبیهسازیشده» و آمار زبان فرانسه پیدا کرد. کل کار حدود ۶ ساعت زمان اجرای مدل گرفت.
از کجا معلوم است ترجمه درست است؟
سه شاهد اصلی وجود دارد: راهحل بهصورت مکانیکی روی متن رمزی قابل آزمون است و چرچ کلید و اسکریپت بازتولید را منتشر کرده؛ ساتوشی توموکیو، گردآورنده Cryptiana، آن را بررسی کرد و «حلشده» علامت زد؛ و متن همان هفت نیرو را با همان ترتیب و ارقامی فهرست میکند که در دستور ۱۶ مارس ۱۸۰۹ ناپلئون به اوژن آمده است. با این حال پنج نماد هنوز چند خوانش ممکن دارند.
این نامه چه چیز تازهای درباره تاریخ فاش میکند؟
به گفته مایکل رو از کینگز کالج لندن، اطلاعات بزرگ تازهای ندارد، چون بیشتر دستور ناپلئون را تکرار میکند. اما جملهای را که در متن چاپی دستور ناپلئون با نقطهچین ناتمام مانده بود کامل میکند («چند نیرو یا مشتی اراذل»)، موقعیت نیروهای اتریش را میآورد و نشان میدهد ستاد ناپلئون در شمار نیروهای خودی اغراق میکرد.
رمز این نامه از چه نوعی بود؟
یک رمز جانشینی چندنمادی (homophonic) با ۱۳۰۰ واحد و ۱۵۵ نماد متمایز: حروف پرتکرار چند نماد جایگزین دارند (مثلاً E و T هر کدام ۹ نماد و A یازده نماد)، ۲۷ نماد نماینده واژههای کاملاند و چند نماد هم تهیاند. این ساختار از خانواده رمزهای نومنکلاتور است که در فرانسه قرن هفدهم تا نوزدهم رایج بود.
این ماجرا برای آینده هوش مصنوعی چه معنایی دارد؟
نشان میدهد مدلهای چندوجهی میتوانند یک گردشکار کامل پژوهشی، از خواندن دستخط تا جستوجو، کدنویسی و آمار، را یکتنه انجام دهند و مسائل حلنشدهای را که متخصصان فرصت پرداختن به آنها را ندارند حل کنند. اما به تأکید خود چرچ، راستیآزمایی سختترین بخش است و پاسخگویی را نمیشود خودکار کرد.








نظرات (۰)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید.